لطفاً در ابتدا قبل ازواردشدن به این مباحث در خصوص طراحی پوستر کبوتر
صلح توضیحاتی را ارائه بفرمائید و بگوئید چطور شد که به فکر طراحی چنین
پوستری افتادید؟ باید بگویم در بسیاری از مواقع ایده این جور کارها بسیار
اتفاقی و صرفا با متفاوت نگاه کردن به اطراف (که دیگر در من به صورت یک
عادت در آمده) شکل می گیرد نه لزوما اصرار و تمرکز بر روی یک موضوع خاص
مثل صلح. در این مورد به خصوص یادم می آید در یک مهمانی ، عروسک کوچک
مترسکی به دیواری آویزان بود و من با کمی نگاه کردن به آن ناگهان به این
فکر افتادم که اگر این مترسک خیلی بزرگ شود چه اتفاقی می افتد، آن قدر
بزرگ که حتی در حد و اندازه های کره زمین بشود. سپس، با توجه به کارکرد
مترسک این فکر از مغزم گذشت : "خوب این مترسک چه چیزی را بترساند که سراغ
کره زمین نیاید؟ صلح را!!" البته تمام این افکار چند ثانیه بیشتر طول
نکشید ، اما ایده پوستر کبوتر صلح این چنین متولد شد ، به همین سادگی! این
روند معمولا آنقدر ناخود آگاه و خود به خودی پیش می رود که گاهی حتی باور
کردنی نیست. حال به سراغ مباحث درسی در کلاس ایده پردازی می رویم ، شما چه
مباحث و چه بخش هایی جهت ارائه در کلاس درنظرمی گیرید؟ من با توجه به
تجربیات شخصی ام ایده پردازی را به دو بخش تقسیم می کنم: اولی که احتمالا
برای هر فردی پیش آمده این است که به طور ناخودآگاه با دیدن شی یا اتفاقی
کوچک در محیط اطراف، ایده ای به ذهن برسد(مثل همان پوستر پرنده صلح) اما
بخش مهمتر آن ایده دادن به طور آگاهانه در مواقعی است که برای یک سفارش
بخصوص کار می کنیم.ما در این درس سعی می کنیم متد و روش هایی را بررسی
کنیم که با کمک تمرکز و تمرین های خاص ایده ها به ذهن ما برسند. به عبارت
دیگر سعی می کنیم یاد بگیریم در مواقعی که یک سفارش کار داریم چطور باید
فکر کنیم که به ایده ای خوب برسیم.ما در کلاس به سراغ فرایند تولید یک
ایده می رویم و آن را بررسی می کنیم. این که ایده در شرایط مختلف چطور
متولد می شود ، چطور آن را پر وبال دهیم و حتی چطور آن را بفروشیم. به
علاوه ، ما به تبادل افکار و اتاق فکر (البته به صورت خیلی گذرا) نیز می
پردازیم و بچه ها متوجه می شوند که یک ایده خام چطور می تواند با کمک
دیگران به تکامل برسد. در کنار آن ، عموما یک بخش از کلاس به بررسی نمونه
های تبلیغات برتر دنیا و تجزیه و تحلیل آن اختصاص می یابد تا دانشجویان با
ایده های بزرگان تبلیغات در دنیا آشنا شوند. به طور خلاصه باید بگویم این
کلاس بسیار راحت و آزاد برگزار می شود ، هیچ فشاری برای یادگیری و آموزش
وجود ندارد تمام سعی من این است که در یک محیط دوستانه و بدون استرس بچه
ها به بهترین افکار برسند و آنها را باهم در میان بگذارند. حتی یکی از
تاکید های من این است که تجربیات خود با سفارش دهندگان شان را درکلاس با
دیگران در میان بگذارند تا با مشکلات عملی و واقعی در هنگام کار حرفه ای
آشناتر شوند و بتوانند از تجربیات یکدیگر استفاده ببرند. درنهایت نیز
هر فردی در کلاس به توانایی های خود در اجرای یک ایده آگاه می شود تا حدی
که بتواند در روند ایده یابی و رسیدن به آن ، توانایی های اجرایی خود را
مد نظر داشته باشد تا یک ایده خوب به دلیل عدم توانایی در اجرا از بین
نرود. آیا شما مباحث آموزشی خود را با توجه به اطلاعات و سطح فهم
مخاطبان خود انتخاب می کنید؟ هم بله و هم خیر. خیر به این دلیل که مسیر
ایده پردازی تقریبا ثابت است و اصول و قواعد خود را دارد که آموختنی است.
اما بله به این دلیل که آن را به زبانهای مختلف می توان بیان کرد، برای
توان و فهم مخاطبان مختلف. طبیعتاً کسانی که با فرایند خلق ایده تا حدودی
آشنا هستند و لذت کشف ایده را تجربه کرده باشند راحت تر و سریع تر با فضای
کلاس خود را انطباق می دهند و در مقابل ، این انطباق برای کسانی که از این
فضا دور هستند سخت تر خواهد بود. ما در کلاس علاوه بر اینکه متوجه می شویم
یک ایده د ر چه شرایطی به ذهن مان می رسد به تولید یک ایده در شرایط خاص
و برای یک سفارش مشخص نیز می پردازیم. در اصل این بخش دوم مهم ترین بخش
کار یک طراح است. معمولا طراحان ایده هایی دارند که آن را در جایی ثبت می
کنند به امید استفاده در کاری یا ارایه در نمایشگاهی! اما کار اصلی یک
طراح گرافیک رسیدن به یک ایده برای یک موضوع سفارش است به عبارت دیگر ما
ایده های را موفق می دانیم که در معرض دید و استقبال عموم قرار گیرد. خوب
در این شرایط راه حل هایی ارایه می شود که بچه ها با طی کردن مسیرهایی
مشخص به خلق ایده برسند. معمولا دانشجویان شما را چه طیفی تشکیل می
دهند؟ ببینید در دانشگاه های هنری و رشته گرافیک ، تکلیف معلوم است . قرار
است که چندین نفر یک دوره را طی کنند و مدرک بگیرند و معمولا پیشینه نزدیک
به هم دارند یعنی از دبیرستان یا هنرستان فارغ التحصیل شده اند. اما این
جا این چنین نیست ، علاقه مندان از هر طیفی و با هر سنی در کلاس شرکت می
کنند. از دانشجویان گرافیک و فارغ التحصیلان گرفته تا افرادی که اصلا کار
گرافیک نمی کنند و صرفا در بخش هایی فنی مثل ساخت و سازهای هنری مشغول
هستند ، از لیتوگرافان و چاپ چیان تا افرادی که خود سفارش دهنده هستند و
حتی با نرم افزارهای گرافیک و چاپ آشنا نیستند. به طور خلاصه می توان گفت:
اصولا هر فردی که در مقوله ایده یابی و خلق ایده احساس نیاز کند ، می
تواند در این کلاس شرکت کند. شما برای در گیر کردن دانشجویان با
مباحث درسی و لمس مباحث از نزدیک از چه شیوه ای برای تدریس استفاده می
کنید ؟ من در ابتدای شروع دوره به دانشجویان می گویم که این دوره فقط 10
جلسه است ، هر جلسه هم 2 ساعت ، د ر این زمان کم انجام دادن تمرین کلاسی
تقریبا سخت و غیر ممکن است. (هر چند این کار را د ر اشل های کوچکتری
انجام می دهیم). بنابراین بیشتر نتیجه کلاس بر می گردد به خود دانشجو و
اینکه چقدر کلاس را جدی بگیرد و برای آن در خارج ا ز کلاس وقت بگذارد. اما
من با توجه به نوع رشته مورد بحث و جذابیت آن همچنین فضای با زو سیال ،
روان ، راحت خلق ایده ، سعی می کنم با در نظر گرفتن شخصیت افراد کلاس
(البته با همان شناخت اندکی که در این مدت کوتاه میسر است باشند) هر کدام
را به طریقی تشویق به یافتن زبان مخصوصا به خودشان کنم. به نحوی که حتی
اگر از حداقل توان در خلق ایده برخوردار باشند ، به مرحله ای از اعتماد به
نفس برسند که ایده های خود را مطرح کنند.در عین حال دانشجو یانی هم هستند
که برای خلق و بیان ایده اعتماد به نفس کافی ندارند و این باعث شده است که
به سمت کپی از کارهای خارجی بروند تا جایی که حتی برای کوچکترین کارها هم
به جای فکر کردن ، به سراغ نمونه های خارجی و یا داخلی می روند. یا آنکه
ازجمله هایی مانند: "من ایده ای به ذهنم نمی رسد" یا "خیلی فکر کردم و به
جایی نرسیدم" و... زیاد استفاده می کنند. بنابراین در مورد این افراد سعی
بر این است که با استفاده از راهکارهایی بیاموزند که اعتماد به نفس شان را
تا مرحله مطلوبی بالا ببرند و سپس در کنار آن به پرورش ایده بپردازند.
همچنین با توجه به وقت کم هر کلاس تمریناتی سریع وبا موضوعات مرتبط انجام
می شود که این تمرینات یکی از راه های تمرین اعتماد به نفس و محک زدن
افراد توسط خودشان است. در پایان کلاس از دانشجویان خود چه انتظاری
دارید ؟ باید عرض کنم یکی دیگر از تفاوت های این طور کلاسها با دانشگاه در
این است که در دانشگاه دانشجو عموما کار دیگری جز درس خواندن و درس پس
دادن ندارد. اما در این قبیل کلاسها همانطور که گفتم با افرادی با مدارک
تحصیلی و سنین متفاوت برخورد می کنیم که هر کدام مشکلات و کارو زندگی خود
را دارند و خیلی از وقت ها پیش می آید از جلسه هفته تا هفته بعد ،
دانشجو فرصت نکرده حتی به کلاس فکر بکند چه برسد به اینکه تمرین یا آرت
ورکی آماده کند. من شخصا آنطور که گفتم کلاس را بسیار راحت و آزاد برگزار
می کنم تا فشاری به دانشجو وارد نشود یا به عبارت دیگر از این دوره زده
نشود و با احساس راحتی و لذت به آن فکر کند. در واقع تنها انتظار من تغییر
در نوع تفکر آنهاست. تغییر د ر نوع نگاه ، اهمیت دادن به هر چیزی که در
پیرامون شان می بینند ، ریز شدن در کوچکترین رفتارهای اطرافیان و...که خوش
بختانه این روند تا امروز نتیجه بخش بوده است اما در مورد پروژه علمی باید
بگویم در اینجا نیز مثل دیگر کلاسهای کارگاهی انتظار اجرای چند ایده را که
به مرحله نهایی رسیده از دانشجو یان دارم. البته امیدوارم با این طرز تفکر
و نوع نگاه جدید و ایده هایی که توسط کلاس به آن رسیدند روزی به مرحله
درآمد زایی برسند چرا که به نظر من یکی از موارد تفاوت این رشته با خیلی
از رشته های دیگر این است که دانشجویان می توانند در آینده با استفاده از
آموخته های این کلاس به مرحله درآمد زایی برسند. امروزه جایگاه این
رشته در ادارات و شرکتها چگونه است؟ معمولا شرکتها با استفاده از یک طراح
تمامی کارها از ایده پردازی گرفته تا تبلیغات را انجام می دهند. لذا شما
آینده این رشته و چشم انداز را چگونه ارزیابی می کنید؟ در تحلیل شرایط
فعلی می توان گفت این اتفاق به چند دلیل می افتد:1.اعمال سلیقه مشتری بر
سفارش گرافیک که گاه آنقدر که سفارش دهندگان به سلیقه خود فکر می کنند به
نتیجه کارشان فکر نمی کنند. این کار در بسیاری از مواقع باعث تخریب مسیر
پیشرفت شان می شود. 2.مسایل مالی که برای سفارش دهندگان از اولویت بالایی
برخوردار است تا حدی که ترجیح می دهند کار ارزانتر حتا با کیفیت پایین تر
داشته باشند.3.مدیریت غلط زمان، که معمولا تجربه نشان داده بسیاری از
سفارشات کار در آخرین لحظات به طراح واگذاز می شود.با توجه به همه این
موارد، بعضی از سفارش دهندگان ترجیح می دهند یک طراح برای اداره یا شرکت
خود در بخش روابط عمومی داشته باشند تا ایده های آنها را به سرعت ، بدون
چون و چرا و با حداقل هزینه اجرا کند مصداق بارز عبارت "صرفه جویی های
آشکار، ضرر های پنهان"البته به هیچ وجه نمی خواهم سیاه نمایی کنم ، هستند
بسیاری از شرکتهای خصوصی و حتی دولتی که ارزش بسیار زیادی برای ایده های
نو قایل هستند و حتی اگر ایده یا کاری با سلیقه شخصی آنها مغایرت داشته
باشد ، به احترام تخصص طراح و شناخت او از مخاطبان آن طرح ، مهر تایید بر
آن می زنند و در نهایت نیز نتیجه به نفع آن شرکت و آن محصول رقم می خورد.
من شخصا به آینده بسیار خوش بین هستم. خوشبختانه تخصص گرایی در جامعه ما
کم کم در حال شکل افتادن است. ارزش هنر روز به روز در کشورمان بیشتر شده و
جایگاه رشته گرافیک در مملکت تقریبا دیگر تثبیت شده است. آیا ایده
پردازی نیازمند یک فکر خلاق است؟ یعنی اکتسابی است یا ذاتی؟ به نظرم
نمی توان منکر این موضوع شد که افراد با توانایی ها و قابلیت های متفاوت
به دنیا می آیند، اما هم چنین نمی توان منکر این شد که ممارست و علاقه –
اگر نگوییم بیشتر- درست به همان اندازه استعدادهای خدادادی در ساختن یک
فکر خلاق موثر هستند. طبیعتا افرادی با خلاقیت بیشتر به دنیا می آیند و
افرادی نه ، اما من قویا اعتقاد دارم که هر فردی –به معنای دقیق کلمه هر
فردی– می تواند با تمرین فکر خود را از حالت راکد به حالت خلاق سوق دهد.
با تمرین درست فکر کردن و درست دیدن.اما این روند با توجه به عوامل و
پارامترهای زیادی می تواند تحت تاثیر قرار گرفته و سرعتش کم یا زیاد شود.
عوامل درونی از قبیل اعتماد به نفس ، آرامش فکر، توانایی تجزیه و تحلیل
مسایل و عوامل بیرونی از قبیل شرایط و محیط زندگی یا کار ... تمامی این
عوامل می تواند روند خلاقیت یک فرد را سرعت ببخشد یا کُند کند. می توان
گفت اگر فردی به صورت ذاتی خلاق باشد بدیهی است که در هنگام با خلق یک
ایده ، سریع تر و بهتر به نتیجه می رسد. در مقابل اگر کسی آن توان ذاتی را
نداشته باشد می تواند با تمرین بیشتر ، تغییر در نوع نگاه خود و حساسیت
بیشتر به محیط پیرامون ، به مرحله قابل قبولی از ایده پردازی برسد و
اتفاقا پیشرفتهای بیشتری بکند
|